تبلیغات
. - یک عدد ساحل خوابالو میباشم

یک عدد ساحل خوابالو میباشم

چهارشنبه 1 مهر 1394 08:07 ق.ظ   نویسنده : ساحل آرام      


سلام
در خوابِ ناز به سر میبردم یهو صدای زنگ شنیدم.اول فکر کردم توی خوابه ولی وقتی دوباره زنگ زد فهمیدم متاسفانه توی بیداری داره این اتفاق میفته
اونم ساعت 7:30 صبح
رفتم دیدم جنابِ کارگر میباشند.آخه یکی نیست بهش بگه مگه عصرا رو ازت گرفتن آخه؟
رفتم دوباره بخوابم دیدم باز زنگِ در رو میزنن.دیدم آقاهه گوسفند آورده درو باز کردم و جناب گوسفندو آورد داخل
بعد زنگ زدم به بابام گفت من بهش نگفته بودم گوسفند بیاره :|

دیشب رفته بودیم عروسی.عروسی توی یه هتل بود که بیشتر واسه مراسم عقد خوب بود
یهو دیدیم خانوما بلند شدن، گفتیم لابد دارن شام میدن
خلاصه همه پاشدن رفتیم دیدیم هیچ خبری نیست.دیگه یکم به سمت بیرون اومدیم تا بتونیم نفس بکشیم
نمیدونم نیم ساعت، یه ساعت شد توی راهرو همینجوری وایسادیم(کُل مهمونا رو میگما)
داماد هم خیلی شیک از اون طرف چند بار رفت اصن به روی خودش نیاورد حتی یه عذرخواهی هم نکرد
بعد وسطاش کیکو آوردن.حالا باید از بین همون خانوما رد میشدن
آقا هر چی گفتم حمله کنین یا کیکو بخورین یا حداقل بندازین گوش نکردن که
دوستمم اونجا دیدم همونجوری یکم حرف زدیم، یکم مسخرشون کردیم یکم غر زدیم
خلاصه نصف مهمونا رفتن.ما هم دیدیم نخیر معلوم نیست تا کی باید وایسیم، منم پام داشت اذیت میشد زنگ زدیم به بابا رفتیم
زن عموم اینا هم دیدن ما میخوایم بریم رفتن.و اومدیم خونه و نیمرو نوش جان کردیم
یعنی عروسی تا این حد مزخرف ندیده بودم :|

آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 مهر 1394 08:24 ق.ظ
دیدگاه ها ()
پنجشنبه 9 مهر 1394 12:27 ق.ظ
سلام ساحل جان
خوبی؟
ساحل آرام
سلام عزیزم.مرسی
دوشنبه 6 مهر 1394 09:43 ب.ظ
ممنونم از لطفت عزیزم
میگما اون رنگای مخصوص ظروف میدونی اسمش چیه؟؟
شنبه 4 مهر 1394 12:21 ب.ظ
سلام عزیزم
ممنونم لطف داری
اره میدونم بیرونم برام طرح میزنن ولی عاشق اینم که یه کاری از خودم باشه
حالا تلاشمو میکنم اگه نشد میدم بیرون برام طرح بزنه
اره پدرشوهری من مکه بودن خدا رو شکر سلامتن
خدا به خونواده های داغدار صبر بده
ساحل آرام
سلاام
پس ایشالله میتونییه رنگای مخصوص هست میتونی باهاش روی ظرف بکشی
واقعا :(
جمعه 3 مهر 1394 03:20 ب.ظ
هفت و نیم صبح؟! اوفففف...

وا ینی آخرش شام ندادن؟! چه بیخود!
ساحل آرام
آره
قبلش به آقایون شام داده بودن
پنجشنبه 2 مهر 1394 05:08 ق.ظ
سلام
لطفا این متنو تا اخر بخونین
از وبلاگتون دیدن کردم مطالب خوبی توشه
ما یه شبکه اجتماعی داریم به نام فیس پلاک میخوایم توش فعالیت مفید کنیم و با بقیه شبکه ها متفاوت باشیم
ازتون دعوت میکنیم که مارو توی این راهمون همراهی کنین و توی سایتمون عضو و فعال باشید
منتظر حضورتون هستیم
www.facepelak.ir
با تشکر
شبکه اجتماعی فیس پلاک
چهارشنبه 1 مهر 1394 03:38 ب.ظ
اوف عجب شانسی دارین
بابا گوسفنده خودش با پای خودش اومده بخورینش به جای شام عروسی دیگه
ساحل آرام
نخند ایش
کُلش واسه ما نیست که، واسه قربانیه
چهارشنبه 1 مهر 1394 03:15 ب.ظ
اوه اینقدر بدم میاد از زنگ تلفن و در خونه بیدارم کنن
عجب عروسی!!!
اره دیگه عزیزم باباها خیلی سخت میپذیرن این جور چیزا رو....
انشالله مشکل هممون حل بشه
فذاق یار جونی خیلی خیلی سخت میباشد و بسی طاقت فرساست
ساحل آرام
منم
خیلی مزخرف بود
ایشالله :)
صبر کن عزیزم ایشالله همه چیز درست میشه
چهارشنبه 1 مهر 1394 12:24 ب.ظ
این زنگای سرصبحی رو که نگو


خوو صاحب مجلس کجا بود؟مادر دوماد یا مادر عروس؟
اصلا عروس بود؟
ساحل آرام
وای خیلی بده
پیدا نبودنآره توی سالن بود :|
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ


  • خوش اومدین :)

نویسندگان

  • ساحل آرام(64)