تبلیغات
. - دورهمی

دورهمی

شنبه 23 آبان 1394 09:50 ب.ظ   نویسنده : ساحل آرام      


سلام
قرار بود پنج شنبه با بچه ها بریم خونه ی شادی(دوستم)
از قبل گفته بودن ساعت 3 بریم.حالا شبه پنج شنبه ازشون میپرسم فردا ساعت چند میریم هیچکی نمیدونست(میخواستم مطمئن بشم)
صبح پنج شنبه شد نصف بچه ها مفقود شدن تا عصر
دیگه 1 ساعتو نیم مونده بود تازه پیداشون شد.یکی از بچه ها میخواست ماشین بیاره
ساعت 3 از خونه رفتم.راننده چون پسر یه ساله داشت و اولم خونه ی ما شروع میشد من جلو نشستمو بچشو نگه داشتم
و کم کم رفتیم دنبال بقیه.کلا 5 نفر بودیم.آقا یعنی من ترکیدم از بس با بچه حرف زدم
هی بهش میگفتم گاوُ ببین و به جلو اشاره میکردم حالا همش گاو نبودا.مثلا به ماشین اشاره میکردم میگفتم گاوُ ببین
بچه یکم درگیر میشد دوباره شروع میکرد به گریه کردن منم دوباره باید باهاش حرف میزدم :|
یعنی گلوم سوزش گرفته بود
خلاصه رسیدیم.نی نی خواب بود وقتی بیدار شد آوردشو دیدیمش
یعنی اینقد کوچولو بود من که بغلش نکردم
بعد یکم موندیم شادی گفت آلبوم عروسیمو دیدین؟همه گفتیم نههه رفت آورد.از آلبومش عکس گرفتیم
یه صفحشم جا ننداختمبعد همونی که راننده بود داشت به شادی آموزش بچه داری میداد ما همینجوری نگاشون میکردیم.مثلا میگفت اگه وسط گریه هاش میگه نَ یعنی گرسنشه(یاد بگیرین به دردتون میخوره)
مونا میگفت دیگه جایی که این دو تا باشن من نمیامخداروشکر خوش گذشت
موقع برگشت شادی هم میخواست بره خونه ی مامانش اونا هم اومدن و یکی از بچه ها با ماشین اونا رفت.مونا نشست جلو از بس سروصدا کردیم بچه گریه اومد :| اینقد گریه کرد که مجبور شدیم وسط راه نگه داریمو بدیمش بغل مامانش
دیدیم اینجوریه مامانش به من گفت برم جلو بچه رو نگه دارم
باهاش حرف زدم دو بار آروم شد ولی این مونا هی با جیغ حرف زد باز گریه اومد
یعنی یه گریه ای میکردو بی قراری میکرد به زور نگه داشته بودمش.حالا مامانش هم کنارش بودا
فقط میخواست بره بغل مامانش
دیگه به زور رفتیم مونارو رسوندیم انگار بچه لجش گرفته بود داخلِ ماشین هم میومد گریه میکرد
مامانش زنگ زد به برادر شوهرش اون اومد بردش ما تونستیم بریم

آخرین ویرایش: شنبه 23 آبان 1394 10:21 ب.ظ
دیدگاه ها ()
یکشنبه 22 آذر 1394 04:36 ب.ظ
سلام ... تبادل لینک کنیم ؟؟؟

http://eshgh-91.blogfa.com/
ساحل آرام
سلام
چرا که نه :)
چهارشنبه 11 آذر 1394 04:48 ب.ظ
چقد اسم وبلاگت واسم اشناست...
حس میکنم قبلن وبت رو خوندم...:-)
ساحل آرام
یعنی خواننده خاموش بودی؟ :دی
یکشنبه 1 آذر 1394 01:33 ب.ظ
:))
ساحل آرام
:)
شنبه 30 آبان 1394 12:31 ب.ظ
سلامممم
منم از این مهمونیا میخواممم :(

پیش منم بیا، اگه خوشت اومد لینک کنیم، منکه میخوام ^_^

اینستاگرامم: @shixon_world
ساحل آرام
:)
شنبه 30 آبان 1394 10:28 ق.ظ
خیلی ممنون از وب سایت خوبتون که فوق العاده عالیه....واقعا متشکرم....خوشحال میشم به منم سر بزنید
چهارشنبه 27 آبان 1394 05:28 ب.ظ
شبنمبا اسم من مشکل دارهالبته منم با کد هاش مشکل دارم این به اون در
ساحل آرام
سلاام خوبی؟کجایی خبری ازت نیست
انگار واقعا باهات مشکل داره دوباره اسمتو ثبت نکرد
اوه اوه
یکشنبه 24 آبان 1394 08:54 ب.ظ
عه از آلبوم عروسیش عکس گرفتی بچه جان!آخهه چرا خو شاید خصوصی باشه :)))
آفرین بچه داریت خوبه برو تو کار مهدکودک
ساحل آرام
دیگه ما و اون نداریم که.خصوصی چیه
واای حرفشم نزن باید یه مدت از بچه ها فاصله بگیرم
+ اسمت ثبت نشده میشه اسمتو بگی آیا؟ :دی
یکشنبه 24 آبان 1394 01:04 ق.ظ
تجربه هاتون مستدام

کلی نی نی بارون بودهاخییی
اسم نی نی ها چی بود؟
ساحل آرام
مستدام
آره بابا دیوونمون کردن
امیرعباس، آرنیکا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ


  • خوش اومدین :)

نویسندگان

  • ساحل آرام(64)